العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
774
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
قصاص جائز نيست مگر به شمشير و خنجر و كارد امثال آن و كشتن بوجه ديگر جائز نيست مانند خفه كردن و بدار آويختن و غرق كردن در آب و امثال آن و قتل به شمشير آزارش كمتر است و جان با خروج خون زودتر از بدن خلاص مىشود و انواع ديگر كشتن مدتها زجر مىدهد چون خون در بدن مىماند . و قدرت و حيات با وجود خون باقى است و بايد به زدن گردن اكتفا شود چون خون زودتر بيرون مىرود بعض ملل كشتن بنحو ديگر را كه آزارش بيشتر است ترجيح مىدهند براى آن كه چشمشان به خون نيفتد و حكم شرع از همه جهت رجحان دارد و بعض علما گفتند بهر نوع قاتل كشته است او را به همان نوع قصاص توان كرد مگر آن كه از جهت ديگر حرام باشد مثلا آن قدر شراب در گلوى كسى ريختند تا خفه شد يا جانى كودكى را به لواط كردن كشت تلافى به مثل ممكن نيست . قصاص بريدن اعضا و جراحات بايد سرايت نكند و اگر سرايت كند به تعدى قصاص كننده ضامن است . قصاص اگر حق جماعتى باشد مثلا چند تن اولاد مقتول و همه بر آن متفق باشند جارى مىشود و اگر بعضى قصاص خواهند و بعضى ديه و قاتل ديه بدهد بايد آنها كه قصاص مىخواهند سهم خود